خلاقیت و نوآوری تحول آفرین

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو



 



 

علائم جسمانی عبارتند از لرزش، سردرد، کمردرد، احساس تنگی نفس، خستگی پذیری، بازتاب از جا پریدن، اشکال در بلع و بیش فعالی سیستم عصبی خود مختار مثل رنگ پریدگی، تپش قلب، تعرق، سردی دست­ و پاها، خشکی دهان، اسهال و تکرر ادرار. علائم روان­شناختی عبارتند از احساس ترس، اشکال در تمرکز، گوش به زنگ بودن بیش از حد، بی­خوابی، کاهش میل جنسی، احساس توده در گلو »(سادوک و سادوک، به نقل از رفیعی و سبحانیان، ۱۳۸۲: ۱۱۱-۱۱۲).

 

۲-۳-۳ طبقه ­بندی اختلالات اضطرابی

 

۲-۳-۳-۱اضطراب تعمیم یافته[۷۲]

 

این نوع اضطراب به معنای نگرانی مزمن افراطی، و غیر قابل کنترل ‌در مورد رویدادها و فعالیت­های جاری و آتی است. در اضطراب فراگیر شخص مدام احساس ترس و تنش می­ کند. شایع­ترین نشانه­ های جسمانی در این اختلال شامل عدم احساس آرامش، مختل شدن خواب، خستگی، سردرد، تپش قلب علاوه بر این­ها فرد نگران پیشامدهای ناگوار است، نمی­تواند تمرکز یا تصمیم گیری کند، وقتی هم تصمیم ‌می‌گیرد، همان تصمیم تبدیل به منبع نگرانی­های دیگری می­ شود (هیلگارد[۷۳]، ۱۳۹۱). در «اضطراب تعمیم یافته دست کم شش ماه طول و تداوم دارد و به تجارب اخیر زندگی فرد مربوط نیست. معمولاً از جمله نشانه­ های اختلال اضطراب تعمیم یافته ‌می‌توان به نگرانی، گوش به زنگی بیش از حد، تنش حرکتی و فعالیت­ مفرط دستگاه عصبی خود مختار اشاره کرد که دارای علائمی مانند نگرانی و تشویش ‌در مورد آینده، گوش به زنگی مفرط، تنش حرکتی، واکنش پذیری خـود مختار ‌می‌باشد» (ساراسون و ساراسون،۱۳۹۰: ۳۰۸).

 

۲-۳-۳-۲ اختلال وحشت زدگی[۷۴]

 

حملات مکرر و غیر منتظره، وحشت زدگی که سبب ترس از بروز حملات آتی و اجتناب از موقعیت­هایی می­ شود که به نظر می­رسد با وقوع حملات دارند. حمله وحشت زدگی عارضه­ای ناتوان کننده است و ممکن است بی هیچ مقدمه­ا­ی روی دهد. در واقع اصطلاح وحشت زدگی به هجوم ناگهانی اضطراب شدیدی اطلاق می­ شود که به سبب وجود محرک­هایی معین یا افکار مربوط ‌به این گونه محرک­ها یا بدون وجود محرک­های آشکار ایجاد می­ شود و به سرعت به اوج می­رسد. این اضطراب خود انگیخته و غیر قابل پیش‌بینی است(همان منبع). حمله­ی وحشت­زدگی شامل دوره ­های کوتاه از بیمناکی شدید است. فرد در این دوره یقین دارد که به زودی چیزی هولناک رخ خواهد داد. این احساس معمولاً با نشانه­هایی همچون تپش قلب، نفس تنگی، تعرق، لرزش عضلانی، از حال رفتن تهوع همراه می­ شود. این نشانه­ها بر اثر تحریک بخش سمپاتیک دستگاه عصبی خود مختار به وجود می ­آید و همان نشانه­هایی هستند که فرد هنگام ترس شدید تجربه می­ کند. در وحشت­زدگی شخص به ترس از مرگ گرفتار می ­آید (هیلگارد[۷۵]، ۱۳۹۱). در DSM IV-TR اختلال وحشت­زدگی به صورت حملات مکرر و غیرمنتظره و وحشت زدگی تعریف شده است که با حداقل یک ماه نگرانی ممتد ‌در مورد وقوع مجدد آن همراه باشد. نگرانی ‌در مورد معانی ضمنی و پیامدهای بروز حملات وحشت زدگی، بخش مهمی از این اختلال است. افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگی ممکن است همیشه مضطرب نباشند اما در عوض دچار حملات پیش‌بینی نشده­ای می­شوند که پس از دوره­هایی از کارکرد طبیعی عود ‌می‌کنند. تپش قلب شدید، تنگی نفس شدید، ناراحتی یا درد در سینه، لرزش، سرگیجه و احساس درماندگی همه از مشخصه­ های حملات وحشت زدگی است. مبتلایان می­ترسند بمیرند، دیوانه شوند یا بی­اختیار دست به کاری بزنند. این افراد ‌در مورد احتمال رویداد حملات جدید و نیز معنای ضمنی و محتمل آن ها، نگرانی­های مستمری دارند (همان).

 

۲-۳-۳-۳ اختلالات هراس[۷۶]

 

«اختلالات هراس شامل ترس و اجتناب شدید و در خور توجه از موقعیت­های اجتماعی به احساس شرم یا تحقیر (هراس اجتماعی) یا ترس و اجتناب شدید و قابل توجه از اشیا یا موقعیت­های خاص (هراس­های خاص) است. افراد مبتلا به اختلالات اضطراب تعمیمم یافته و افراد مبتلا به اختلالات هراس می­دانند از چه می­ترسند. دست به تعریف قابل توجهی در واقعیت نمی­زنند و به نظر نمی­رسد هیچ مشکل جسمانی خاصی داشته باشند. با وجود این، ترس آن ها با واقعیت تناسب ندارد، غیر قابل توضیح به نظر می­رسد و خارج از کنترل ارادی فرد است»(ساراسون و ساراسون ،۱۳۹۰:۳۰۸).

 

۲-۳-۳-۴ هراس خاص[۷۷]

 

هراس، ترس غیر منطقی از یک شئ است (مثل اسب، بلندی، سوزن و …). شخص در رویارو شدن با شئ ترساننده احساس اضطراب مفرط می­ کند و می­ کوشد به هر قیمتی از آن اجتناب کند(DSM IV-TR، ۲۰۰۱).

 

۲-۳-۳-۵ هراس اجتماعی[۷۸]

 

«ویژگی مشخص هراس­های اجتماعی، ترس و شرمساری در رویارویی با دیگران است. غالباً شخص بیشتر از این می­ترسد که در مقابل افرادی که با آن ها روبه رو می­ شود، علائم اضطراب از قبیل سرخ شدن زیاد و لرزش دست و صدا را نشان دهد. ترس از صحبت کردن و غذا خوردن در جمع، دو شکایت عمده افراد مبتلا به هراس اجتماعی است. ملاک­های هراس اجتماعی درTR-DSM IV- شامل ترس آشکار و مستمر از یک یا چند موقعیت اجتماعی یا عملکردی است. معمولاً این موقعیت­ها در بردارنده عناصری چون افراد ناآشناو مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتن از جانب دیگران هستند. واکنش هراس شامل نگرانی شدید ‌در مورد تحقیر یا شرمنده شدن است.شخص در این موقعیت می­داند ترسش افراطی و غیر منطقی است. اجتناب از موقعیت­های ترس آور، انتظار توأم با اضطراب و ناراحتی، زندگی شخص را به شدت مختل می­ کند »(ساراسون و ساراسون،۱۳۹۰: ۳۱۹).

 

۲-۳-۳-۶ اختلال وسواس فکری ـ عملی[۷۹]

 

خصیصه اصلی این اختلال، وجود وسواس­های فکری یا عملی مکرر و چنان شدید است که موجب رنج و عذاب شدیدی برای فرد می­ شود. این وسواس عملی و فکری سبب اتلاف انرژی و وقت برای فرد می­ شود و اختلال قابل ملاحضه­ای در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکر شغلی، فعالیت­های معمول اجتماعی، یا یا روابط فرد ایجاد می­ کند. این افراد ممکن است فقط به وسواس فکری، فقط وسواس عملی، یا هردوی این اختلال­ها را با هم داشته باشد (کاپلان و سادوک ، ۱۳۹۱).

 

۲-۳-۳-۷ اختلال فشار روانی پس آسیبی[۸۰]

 

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) عبارت است از مجموعه ­ای از علائم نوعی که در پی مواجهه با حوادث آسیب­زای زندگی فرد به صورت ترس و درماندگی ‌به این تجربه پاسخ می­دهد. واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم کرده و در عین حال می­خواهد از یادآوری آن اجتناب کند (کاپلان و سادوک،۱۳۹۱).

 

“اشپیل برگر[۸۱] دو نوع اضطراب را بیان می­ کند:

 

الف) اضطراب حالتی[۸۲]: به حالت هیجان آنی که به وسیله تنش و بیم مشخص می­ شود، اطلاق می­گردد. این اضطراب به وسیله احساسات ذهنی آگاهانه تنش و بیم که با فعال­سازی سیستم عصبی خودکار توأم است مشخص می­ شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 06:42:00 ق.ظ ]




 

    1. . ideas ↑

 

    1. . values ↑

 

    1. . Graziano & Eisenberg ↑

 

    1. . usefulness ↑

 

    1. . altruism ↑

 

    1. . Dye ↑

 

    1. . warmth ↑

 

    1. . comliance ↑

 

    1. . Piedmont ↑

 

    1. . Hugan ↑

 

    1. . Saccuzzo ↑

 

    1. . Five Factor Theory ↑

 

    1. . Allik ↑

 

    1. . Self-conception ↑

 

    1. . Lahey ↑

 

    1. . Scar model ↑

 

    1. . Pathoplasty model ↑

 

    1. . Vulnerability model ↑

 

    1. . Continuum model ↑

 

    1. . Hartman ↑

 

    1. . Block ↑

 

    1. .McAdams ↑

 

    1. . Struck ↑

 

    1. . Widiger & Trull ↑

 

    1. . Shey ↑

 

    1. . Mineka ↑

 

    1. . Rector ↑

 

    1. . Janet ↑

 

    1. . anal character ↑

 

    1. . Obsessive Compulsive Personality Disorder ↑

 

    1. . Hood ↑

 

    1. . Richter ↑

 

    1. . Bagby ↑

 

    1. . avoidant ↑

 

    1. . dependent ↑

 

    1. . hystrionic ↑

 

    1. . schizotypal ↑

 

    1. . Psychoticism Extraversion Neuroticism ↑

 

    1. ۲. Gray ↑

 

    1. . Stanly ↑

 

    1. . Zinbarg & Barlow ↑

 

    1. . Cloninger ↑

 

    1. . Zuckerman, Kuhlman, Joireman, Teta & Kraft ↑

 

    1. . Gagnon ↑

 

    1. . Thibodeau ↑

 

    1. . Lahart ↑

 

    1. . Rosenblate ↑

 

    1. . Griess ↑

 

    1. .McFall & Wolhersheim ↑

 

    1. . Rees, Anderson & Egan ↑

 

    1. . Obsessive-Compulsive Inventory- Revised ↑

 

    1. . structural equation modeling ↑

 

    1. . Principan Axial Factoring ↑

 

    1. . direct oblimin ↑

 

    1. . Anderson & Gerbing ↑

 

    1. . confirmatory factor analysis ↑

 

    1. . measurement model ↑

 

    1. . chi-square ↑

 

    1. . chi-square ratio to free degree ↑

 

    1. . Goodness of Fit Index ↑

 

    1. . Joreskog ↑

 

    1. . sorbon ↑

 

    1. . Non-Normed Fit Index ↑

 

    1. . Compatative Fit Index ↑

 

    1. . Incremental Fit Index ↑

 

    1. . Root Mean Square Error of Approximation ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




 

آزمودنی­های بومى و غیربومى به لحاظ حمایت سازمانی و تعهد سازمانی و رضایت شغلى با یکدیگر تفاوت معنادار دارند. (آزمودنى­هاى بومی نسبت به آزمودن­ هاى غیربومی از حمایت سازمانى بالاتر، تعهد سازمانى بیشتر و رضایت شغلی بالاتری برخوردار هستند)

 

با بررسى انجام گرفته مشخص شد که عنوان تحقیقى مشابه در کشور در نیروى انتظامى انجام نگرفته است ولى تحقیقات اندکى با آزمودنی­های دیگر انجام گرفته که ‌می‌توان قیاس­هایی را انجام داد، به عنوان مثال، هدایتی، (۱۳۷۴) دریافت که مدیران بومی با فرض شرایط تحصیلی و تجربه و توانایی­هاى فنی برابر، موفق­تر از مدیران غیربومی هستند.

 

نیز[۹۶]، در پژوهش خود دریافت که حمایت سازمانى ادراک شده موجبات افزایش بهره ­وری عملکرد، کمک به همکاران، پیشرفت سازمان، تعهد سازمانى عاطفى و رفتارمدنى سازمانى را فراهم می­ کند. در پژوهش روآدس و آیزنبرکر، (۱۳۸۴) نیز همان طور که پیشتر اشاره شده بود، مشخص شد که بین حمایت سازمانى و تعلق به سازمان رابطه وجود دارد. در پژوهش حاضر مشخص شد که بین رضایت شغلى و تعهد سازمانى ضریب همبستگى۵۹۶% وجود دارد که در سطح ۱% معنادار است. به عبارت دیگر می­توانیم انتظار داشته باشیم که هم زمان با افزایش رضایت شغلى، میزان تعهد سازمانى نیز افزایش یابد. این یافته با یافته ­های دیگر، (مدنی (۱۳۸۴) مدنى و زاهدى، (۱۳۸۴) بنت و دورکین، (۲۰۰۰) طالب پور، (۱۳۸۰) هم­خوانی دارد. آنان در پژوهش­های خود دریافتند که رضایت شغلى یکى از عوامل مهم و تأثیرگذار بر تعهد سازمانى است و همبستگى ارتباط بین رضایت شغلى و سن را به شکل «u» می­دانند. یعنى در ابتداى شروع به کار در سنین پایین رضایت شغلى بالا است اما به تدریج در حدود سن ۳۵ سالگى از میزان آن کاسته مى شود و سپس مجدداً افزایش مى یابد. برخى از پژوهش­ها نیز این رابطه را خطی می­دانند و معتقدند که با افزایش سن، رضایت شغلى افزایش می­یابد که در پژوهش حاضر نمی­ توان چنین یافته­ هایی را تأیید کرد؛ زیرا ضریب همبستگى به دست آمده در پژوهش حاضر ۹۸% – ‌می‌باشد و گرچه رابطه بین سن و رضایت شغلى معنادار نبوده است، اما ضریب منفى نشانگر آن است که احتمالاً رابطه خطى نخواهد بود. شاید در این زمینه پژوهش­های آتى بتواند راه گشا باشد. کمالی، ۱۳۸۶)) در تحقیق خود، که به بررسی میزان فرسودگى شغلى در کتابداران دانشگاه علوم پزشکى مازندران مربوط بود، دریافت که کتاب داران غیربومى بیشتر به فرسودگی شغلی مبتلا مى شوند. همچنین در تحقیق قانعی، (۱۳۷۶) مشخص شد که پزشکان عمومی که در استان کردستان دارای مطب بوده اند از رضایت شغلی پایینی برخوردار بوده ­اند. زاده باقری و دیگران، (۱۳۸۲) در تعیین میزان استرس در مدیران ارشد دستگاه­هاى اداری استان کهکیلویه و بویراحمد دریافتند که مدیران بومی با داشتن میانگین استرس ۷/ ۶۶، در مقایسه با مدیران غیربومی که دارای میانگین استرس ۳/۳۳ بودند به مراتب استرس بیشتری را تجربه مى کردند؛ در تحقیق مشابه دیگری که توسط شهامت حسینیان و سرگرد علی فهیمی در بررسی عوامل مؤثر بر منزلت اجتماعی پلیس راهنمایی و رانندگی (مورد مطالعه استان اردبیل، تابستان ۱۳۸۸) انجام دادند، بررسی تحلیل توصیفی سؤال های مربوط به شش فرضیه در پرسشنامه نشان می­دهد که شاخص­ های سی­گانه مربوط به متغیرهای مستقل رفتار و عملکرد، تجهیزات و امکانات وضع ظاهری کارکنان، وضع معیشتی آن ها، وضعیت خانوادگی کارکنان و نوع وظایف و مأموریت پلیس راهنمایی و رانندگی با درصد بالای نود درصد تأثیر خیلی زیاد و زیاد برمنزلت اجتماعی پلیس راهور دارد. همچنین بررسی نتیجه آزمون استنباطی نیز مؤید نکته نظر فوق ‌می‌باشد. و با انجام آزمون فریدمن مشخص گردید که متغیرهای مستقل ششگانه تأثیر متفاوتی بر منزلت اجتماعی پلیس راهور از دیدگاه پاسخ دهندگان دارد ‌بنابرین‏ جا دارد برنامه­ ریزان امر در ناجا در جهت ارتقای منزلت اجتماعی توجه ویژه به اولویت تأثیر متغیرهای فوق داشته باشند.

 

نتایج تحقیقاتی که حسن کلاکی و رضا دوستدار در بررسی منزلت شغلی و اجتماعی پلیس ایران و عوامل مؤثر بر آن در ۱۳۸۸ انجام دادند نشان داده است که روند منزلت شغلی پلیس در ایران در سال ۱۳۵۶ برابر ۳/۷۹ ، در سال ۱۳۷۴ برابر۴۵/۷۰ و در سال ۱۳۸۴ برابر ۴۲/۶۴ امتیاز ‌می‌باشد. بنابرین منزلت شغلی پلیس در ایران، طی سه دهه در ایران روند نزولی را سیر ‌کرده‌است. اما ‌اگر این سیر نزولى همچنان ادامه پیدا کند، بیم آن می­رود که با هزینه گزاف نیز، جامعه قادر نخواهد بود به سرعت منزلت پلیس را افزایش دهد. زیرا تقویت منزلت پلیس نیازمند به یک حرکت فرهنگى است که براى تقویت آن نیاز است در طی سالیان و به تدریج صورت پذیرد؛ اگر چه، منزلت شغلی در ایران، همچنان در سطح متوسط و اندکی رو به بالا ‌می‌باشد.

 

به طور کلی، نتایج تحقیق سه تن از محققان (الیاسی و رادان، (۱۳۸۶( کولیوند،(۱۳۸۴( و علی زاده و رضایی، (۱۳۸۶) نشان داده که به طور کلی منزلت اجتماعی پلیس همانند منزلت شغلی پلیس در ایران در سطح متوسطی قرار دارد و اگر بخواهیم قدری دقیق­تر بیان کنیم، منزلت اجتماعی پلیس در ایران در حال حاضر در حد متوسط و اندکی بالاتر از آن قرار دارد. ‌بنابرین‏، چه منزلت شغلى و چه منزلت اجتماعى، هر دوى آن بیانگر منزلت و شأن پلیس است که در صورت بى توجهى ‌به این امر، می ­تواند پی­آمد منفى از خود به جاى گذارد. پیامدهاى منفى آن شامل: بى اعتمادى، عدم ‌رضایت‌مندی و تضعیف نقش پلیس هستند که به تبع آن تضعیف عملکرد و ضعف امنیت و احساس امنیت شهروندان را در پى خواهد داشت. تجزیه و تحلیل داده­هاى ثانویه نشان داده که زنان بیش از مردان و دانشگاهیان بیش از تحصیل کردگان سطح پایین برای پلیس، شأن بالاتری قائل هستند. اگر چه در ارتباط با آزمون فوق، نیازمند به تحقیقات بیشتری است تا صحت کامل فرضیه فوق، تأیید گردد. همچنین در عوامل مؤثر بر منزلت اجتماعى پلیس ایران نشان می­دهد که عملکرد پلیس، نظیر کیفیت و تعامل با شهروندان، عدالت­گرایی و رعایت حقوق آنان، وظیفه شناسی و انجام مأموریت­ها و برقرارى امنیت عمومی(که بیانگر اقتدار درونى و روحى پلیس و جنبه­ های ظاهرى نهاد پلیسی) مانند حقوق و مزایا و امکانات، وضعیت معیشتى، تجهیزات پلیسى و ویژگی­های ظاهرى پلیس، بیانگر اقتدار ظاهرى پلیس و هریک به نوبه خود در نگرش شهروندان از حیثیت و منزلت اجتماعى پلیس اثرگذار است.

 

کیانیان و شمس قار، (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان عوامل مؤثر بر رضایت شغلی سازمان­ های پروژه محور مطالعه موردی پژوهش­گاه نیرو نشان دادند که امنیت شغلی و نظارت مدیر بر فعالیت­های کارکنان می ­تواند در افزایش رضایت شغلی نقش مؤثری داشته باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:11:00 ق.ظ ]