خلاقیت و نوآوری تحول آفرین

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو



 



 

پر واضح است که نفرین به صورت کیفر و مجازاتی است که همواره برخلاف طبیعت و فطرت آدمی او را دچار عذاب و رنج می­سازد. این که خداوند آرزوی کم خندیدن و زیاد گریستن برای نافرمانان می­ کند، حکایت از این حقیقت دارد که خنده به عنوان یکی از عوامل نشاط، امر طبیعی و فطری است که خداوند می­خواهد به عنوان کیفر، نافرمانان از این امر محروم باشند(خامنه­ای، ۱۳۸۴).

 

توصیفات قرآن در خصوص بهشت نیز حاکی از این واقعیت است که اسلام بر نشاط و شادی مهر تأیید ‌کرده‌است، زیرا باغ­های زیبا، آب­های زلال و روان، زیباترین بسترها، نرم­ترین و چشم­گیرترین پارچه­ها، برترین دیدنی­ها و … که قرآن در وصف بهشت ترسیم می­ کند، همه جزء عوامل نشاط و شادی به شمار می­روند و خداوند متعال برای شاد کردن انسان­ها بهشت را این چنین قرار داده است( قرآن کریم سوره الرحمن، آیه ۴۵ تا ۷۸؛ سوره واقعه، آیه ۹ تا ۳۹؛ سوره یس، آیه ۵۵ تا ۵۸).

 

قرآن در فراز دیگری، برخی عوامل شادی و نشاط را مخصوص مؤمنان دانسته است(قُل مَن حرمَ زینَه الله التی اخرَج لِعبادِهِ وَ الطیباتِ منَ ارزقِ قُل هی للذین آمنوُا فی الحیاهِ الدُنیا خالصَه یوم القیامه) (سوره اعراف، آیه­ی ۳۲) « بگو در برابر کسانی که بسیاری از مواهب زندگی را تحریم می‌کردند» ای پیغمبر چه کسی زینت و آرایش و زیبایی­هایی را که خداوند از درون طبیعت برای بندگانش بیرون کشیده، حرام ‌کرده‌است. بگو این مواهب پاک و این زیبایی­ها برای مردم با ایمان در همین زندگی دنیا و در زندگانی جاوید آخرت قرار داده شده است. با این تفاوت که در این دنیا، زیبایی‌ها و این مواهب پاک، برای مردم با ایمان به صورت خالص وجود دارد(خامنه­ای، ۱۳۸۴).

 

این آیه به خوبی بیانگر این حقیقت است که اسلام به بهره­مند شدن از زیبایی­ها و مواهب زندگی که در زمره عوامل نشاط آورند اهمیت می­دهد و آن را زیبنده دینداران و مؤمنان می­داند. از زبان معصومان علیهم اسلام نیز ( که مترجمان حقیقی وحی­اند) می­خوانیم:

 

۱-­ رسول اکرم (ص) « مؤمن شوخ و شاداب است» (بحرانی، ۱۳۶۳).

 

۲-­ حضرت علی(ع)، شادمانی، گشایش خاطر ‌می‌آورد، اوقات شادی، غنیمت است (آمدی، ۱۳۶۶). «هر کس شادی­اش اندک باشد، آسایش او در مرگ خواهد بود(مجلسی، ۱۴۰۳ ه ق)».

 

۲-۲۳- پیشینه پژوهشی تحقیق

 

اسپکتور[۹۱] (۲۰۰۰) بیان می‌کند که تحقیقات زیادی در زمینه افراد درون گرا- برون گرا و شخصیت های شاد- افسرده انجام شده است و نشان می‌دهد افرادی که از نظر برون گرایی نمره بالا می گیرند و در محیط زندگی و کار از شادی بالایی برخوردار هستند، رضایت شغلی شان بالا است، نرخ غیبت آن ها پایین است، نسبت به محیط کار بیشتر احساس وابستگی می‌کنند و در مقایسه با افراد درون گرا بیشتر تمایل به بروز رفتار شهروندی از خود دارند.

 

ریچارد هارمر[۹۲] (۲۰۰۲) طی تحقیقی به بررسی ارتباط بین معنویت، هوش هیجانی و رفتار شهروندی سازمانی پرداخت. مطالعه شامل ۶۰ کارمند استرالیایی با میانگین سن ۲۰ تا ۴۲ سال بود که پرسش نامه ها از طریق اینترنت تکمیل گردید. نتایج حاصل نشان دهنده همبستگی مثبت بین تمام متغیر ها می‌باشد . همچنین نتایج به وسیله آنالیز رگرسیون مجددا تجزیه و تحلیل شد و این مطالعه پیشنهاد می‌کند که عمق تجربیات معنوی کارکنان می‌تواند نقش واسطه ای در بروز تاثیرات هوش هیجانی کارمندان و تغییر پذیری در رفتارهای شهروندی سازمانی داشته باشد.

 

نتایج پژوهش گارسیا- زامور[۹۳] (۲۰۰۳) نشان داد که هوش معنوی و تجربه معنوی عمیق کارکنان سازمان، شغل و کار آنان را معنادار می‌کند و مسئولیت پذیری شخصی آنان را نسبت به حرفه کاری شان بالا می‌برد(به نقل از موسوی و همکاران، ۱۳۹۰).

 

کروپانزانو، راپ و برین[۹۴] (۲۰۰۳) دریافتند که شادکامی اثراتی مثبت بر رفتار شهروندی سازمانی دارد. محققان این را به وسیله ارتباط میان ابعاد شادکامی(رضایت، خلق مثبت، سلامتی، کارآمدی، عزت نفس) و رفتار شهروندی سازمانی توسعه دادند آن ها همچنین اظهار کردندکه دلبستگی شغلی روی این ارتباطات تاثیر غیر مستقیم دارد. داده های گرد آوری شده از ۲۹۶ نمونه زوج از کارمندان خدماتی و سرپرستان آن ها از ۱۲ هتل و رستوران در تایوان این یافته را نشان داد که شادکامی و موفقیت فردی ارتباط مثبت با رفتار شهروندی سازمانی دارد.

 

پیتر[۹۵](۲۰۰۳) پژوهشی با عنوان “اثرات معنویت در محیط کار بر رفتار شهروندی سازمانی و ارتباط آنان با کیفیت خدمات و وفاداری مشتری” انجام داد. در این پژوهش ‌به این نتیجه رسید که تشویق معنویت در محیط کار می‌تواند منجر به مزایای و منابعی از قبیل افزایش خلاقیت، افزایش صداقت و اعتماد و حس تکامل شخصی، تعهد سازمانی، بهبود نگرش های شغلی کارکنان، افزایش رضایت شغلی، مشارکت شغلی و نیز کاهش نیات ترک محیط کار، افزایش اخلاق و وجدان کاری بیشتر، انگیزش بیشتر، عملکرد و بهره وری بالاتر شود.

 

در مطالعه مین هئی[۹۶](۲۰۰۴) که بررسی راه های چگونگی افزایش حالت رفتاری مناسب شهروندی و توسعه آن به منظور دستیابی این حالت در محیط های رسمی و غیررسمی و اجرای عملی آن در محیط کار است آمار های به دست آمده از بعضی از مطالعات بر این است که رفتار شهروندی با شاخص هائی از جمله شادکامی، برونگرایی و هوش هیجانی رابطه نزدیکی دارد.

 

کامرون[۹۷](۲۰۰۴) در پژوهشی با هدف بررسی عوامل مؤثر بر فسادهای اخلاقی و مالی در سازمان­ها و در نهایت پیامد آن روی عملکرد شغلی کارکنان، دو مقوله تقوای سازمانی وشادکامی را مورد بررسی قرار داد. بدین‌صورت که ۲۶۰ نفر از کارکنان ادراکشان از تقوی سازمانی و سلامت عاطفی(یکی از شاخصه های مهم شادکامی کارکنان) را بیان کردند، همچنین سرپرستان، میزان رفتار شهروندی و فرا وظیفه ای این کارکنان را گزارش کردند. نتایج نشان داد که تقوی سازمانی ادراک شده و شادکامی به طور معنی داری رابطه قوی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارد.

 

پاول و می یر[۹۸] (۲۰۰۴) طی تحقیقی در خصوص رابطه نظریه ی مزیت های جانبی بکر و مدل سه مؤلفه‌ ای تعهد سازمانی بیان کرده‌اند که علاوه بر عوامل سازمانی و مادی که نقش بالایی با رفتار مدنی سازمانی دارد، معنویت و بر خورداری از هوش معنی نقش بالاتری نیز با رفتار مدنی سازمانی دارد.

 

در یک مطالعه که برروی ۱۷۸ کارمند شرکت ‌هواپیمایی انجام گرفت محققان دریافتندکه بین شخصیت های شاد و موافق اجتماعی با فعالیت های داوطلبانه رابطه وجود دارد در همین رابطه آنان دریافتند که همدلی با دیگران بعد دیگری از نوع دوستی است که با عملکرد موافق اجتماعی رابطه دارد در مجموع مطالعات انجام شده نشان دادند که شادکامی با رفتار شهروندی سازمانی رابطه مثبت دارد(نی یر[۹۹]، ۲۰۰۶).

 

کاردونا و لاگومارسیو[۱۰۰] در پژوهشی (۲۰۰۶ ) به بررسی رابطه بین رهبری، هوش معنوی و رفتار شهروندی سازمانی پرداختند. در این پژوهش به بررسی روابط ساختاری درنمونه ای با حجم ۱۱۶ نفر از اروگوئه پرداخته شد. نتایج نشان داد که رفتارهای رهبری تعاملی منجر به تقویت هوش معنوی کارکنان می شود. در حالی که رفتارهای رهبری تحولگرا چنین نقشی را ندارد. به علاوه رفتارهای رهبری تعاملی و هوش معنوی بروز رفتار شهروندی سازمانی را بیشتر فراهم می نمایند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 06:17:00 ب.ظ ]




 

۲-۲۵) مدل جانشینی:

 

طبق این مدل¸ سود سهام جانشینی برای سایر معیارهای سنجش انضباطی نظیر قوانین و مقررات¸ رعایت و مقررات بازارهای عمومی یا نقش انضباطی رقابت بازار است.افزون بر این¸ پرداخت سود سهام ممکن است به گونه متداول تری در بازارهای کمتر رقابتی مورد استفاده قرار بگیرد.از این رو مدیران موجود در بازارهای کمتر رقابتی سود سهام می پردازند و سهام را بازخرید می نمایند تا هزینه نمایندگی بالقوه ای که به دلیل نبود فشار رقابتی از جانب بازار محصول ایجاد شده است را کاهش بدهند.طبق استدلال های تئوریکی اخیر مدیران شرکت‌های کمتر از واقع ارزش گذاری شده برای ایجاد شهرت بابت برخورد خوب با سهام‌داران ممکن است منطقا چنین کاری را انجام دهند تا بتوانند در آینده با شرایط مساعدتری اقدام به افزایش سرمایه نمایند و ارزش اموالشان در شرکت را حداکثر کنند.از نظر مفاهیم ضمنی تجربی مدل جانشینی پیش‌بینی می‌کند که پرداخت‌های شرکت باید با تمرکز صنعت به گونه ای مثبت رابطه داشته باشد;زیرا مدیران از سود سهام و بازخرید سهام به عنوان جانشینی برای رقابت شدید استفاده می‌کنند(لاپورتا و همکاران¸ ۲۰۰۰).

 

مدیران از سودهای تقسیمی به عنوان جایگزینی برای عوامل خارجی در جهت ایجاد اعتبار در بازارهای سرمایه استفاده می‌کنند تا بتوانند سرمایه خود را به نحو مناسبتری افزایش دهند(گاستا و رونی‚ ۲۰۱۲).

 

۲-۲۶)پیشینه تحقیق

 

این پژوهش ها بر اساس ارتباط میان موضوعات مورد بررسی¸ مرتب شده اند:

 

۲-۲۶-۱) پژوهش‏های خارجی

 

ویشنی (۱۹۹۷) در تحقیقی ارتباط بین مکانیزم های کنترل خارجی و حاکمیت شرکتی داخلی را بررسی کرده و ‌به این نتیجه رسیده است که تاثیر مکملی بین حاکمیت شرکتی و مکانیزم کنترلی خارجی وجود دارد.به عبارتی دیگر¸تعامل بین دو مکانیزم کنترلی به طور ‌کارآمدتر به مدیران کمک می‌کند.شواهد نشان می‌دهد که ارتباط تعاملی بین مفاد ضدتصاحب¸ به عنوان یک پروکسی(نماینده)برای مکانیزم کنترلی خارجی و مالکیت نهادی¸ به عنوان یک پروکسی برای مکانیزم کنترل داخلی بر بازده سهام وجود دارد.در واقع فقط زمانی که یک شرکت دارای مالکیت نهادی بالا باشد¸ بازار برای کنترل شرکتی مؤثر است(گرمرز و نیر[۷۶] ¸۲۰۰۵).

 

جیرود و مولر(۲۰۱۱)تاثیر ارتباط بین حاکمیت شرکتی داخلی و رقابت بازار محصول را بر بازده سهام شرکت‌های U.S سنجیدند و دریافتند که استراتژیهای تجاری که بر اساس حاکمیت شرکتی هستند فقط در بازارهای کمتر رقابتی(متمرکز) بازده غیر عادی مثبت به دست می آورند. واین نتیجه بدان معنی است که تاثیر جایگزینی بین این دو مکانیزم کنترلی وجود دارد. در تحقیقی دیگر با فرضیه مشابه که در ۱۴ کشور اروپایی انجام شد همین نتیجه حاصل شد( امان و همکاران¸ ۲۰۱۰).همچنین بیون و لی و پارک (۲۰۱۲)همین تاثیر جایگزینی را در بازار ادغامی کره نشان دادند.

 

کیم و لو[۷۷] (۲۰۱۱)در پژوهشی از مالکیت مدیریتی به عنوان پروکسی حاکمیت شرکتی داخلی استفاده کردند و نشان دادند که سطوح بالا مالکیت مدیریتی جایگزین رقابت بازار محصول در کاهش ارزش سهام‌داران است. برخی پژوهش های پیشین نشان داده‌اند که رقابت در بازر محصول بر فرایند تصمیم گیری مدیران در خصوص تعیین سیاست تقسیم سود نقدی شرکت به سهام‌داران تاثیر دارد.به ‌عنوان نمونه بولتن و اسچارفستین[۷۸] (۱۹۹۰)¸ گروئلن و میچائیلی(۲۰۰۶) و هی (۲۰۱۲)دریافتند که مدیران در محیط‌های غیر رقابتی انباشته نمودن سودها را به پرداخت سود نقدی سهام ترجیح بیشتری می‌دهند.

 

چنگ و همکاران[۷۹](۲۰۱۳) در تحقیقی تحت عنوان” بررسی تاثیر رقابت بازار محصول بر کیفیت سود‟ بر اساس نمونه ای از شرکت‌های تولیدی امریکایی طی دوره زمانی ۱۹۹۶ الی ۲۰۰۵ نشان دادند که بین رقابت بازار محصول و کیفیت سود رابطه مثبتی وجود دارد.همچنین داتتا و همکاران[۸۰](۲۰۱۳) با بررسی ۶۰۱۹ شرکت امریکایی طی سال‌های ۱۹۸۷ الی ۲۰۰۹ ‌به این نتیجه رسیدند که بین قدرت بازار محصول و همچنین رقابت پذیری در صنعت با مدیریت سود رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.اما در پژوهشی دیگر وجود رابطه ارتباط معکوس معناداری میان رقابت بازار محصول با سود نقدی و بازخرید سهام را نشان می‌دهد(تأیید فرضیه جانشینی)( هابرگ و همکاران[۸۱]‚ ۲۰۱۲).

 

میتون در سال) ۲۰۰۴ ( با بهره گرفتن از مدل های نمایندگی نشان داد، شرکت ها با نرخ حاکمیت شرکتی بالاتر، پرداخت سود بالاتری دارند و در شرکت ها یی که حاکمیت شرکتی قویتر است رابطه منفی قویتری بین رشد و سود تقسیمی وجود دارد. کوالسکی و تالاورا در سال) ۲۰۰۷)، با بهره گرفتن از دو فرضیه پیامد و جانشینی این نتیجه رسیدند که، اگرحقوق سهام‌داران بهتر رعایت شود شرکت ها سود بالاتری می پردازندبه ویژه هنگامی که فرصت‌های سرمایه گذاری ضعیف است. پرونزیت و همکاران[۸۲] ‌در سال‌ (۲۰۰۸)نشان دادند؛ رابطه مثبتی بین کیفیت حاکمیت شرکتی و سود تقسیمی برقرار است. این نتایج بعد از کنترل ویژگی‌های شرکت از جمله اندازه¸ سودآوری، اثر مالیاتی و فرصت‌های رشد، نیز تغییر نمی کند.

 

چای و همکاران در سال(۲۰۰۹)نشان دادند؛ شرکت هایی با حاکمیت شرکتی مؤثرتر با محدودیتهای تأمین مالی خارجی بالاتر، سود سهام کمتری می پردازند، در حالی که شرکت هایی با حاکمیت شرکتی ضعیفتر با محدودیتهای تأمین مالی خارجی کمترسود سهام بیشتری می پردازند.

 

کیسانگ و همکاران[۸۳](۲۰۱۲) در پژوهشی نشان می‌دهد که میان اهرم و کیفیت حاکمیت رابطه معکوسی وجود دارد.شرکتهایی با حاکمیت ضعیف به طور معنی داری اهرم بیشتری دارند و به نظر می‌رسد برای کاهش تناقض های نمایندگی‚ اهرم‚ جایگزین مناسبتری برای نمایندگی است. همچنین در تحقیقی دیگر تحت عنوان ” بررسی رابطه میان حاکمیت شرکتی و سیاست تقسیم سود‟ نشان داده شد که رابطه منفی بین مجموعه فرصت سرمایه گذاری و سیاست تقسیم سود برای شرکت‌ها با اندازه هیئت مدیره بزرگتر وجز غیر موظف بیشتر‚ ضعیف تر است (دیوای و سابرامانیم[۸۴]‚ ۲۰۱۱).

 

۲-۲۶-۲) پژوهش‏های داخلی

 

بحرانی فرد(۱۳۹۲) در پژوهشی تاثیر ارتباط بین حاکمیت شرکتی و رقابت بازار محصول بر بهره وری شرکت‌ها را سنجید و نشان داد که مکانیزم حاکمیت شرکتی با بهره وری شرکت‌ها رابطه مثبت دارد و وقتی رقابت در صنعت بیشتر باشد اثر بخشی این مکانیزم ها بر بهره وری کاهش می‌یابد.

 

در پژوهش های بسیاری تاثیر ابعاد مختلف حاکمیت شرکتی را بر سیاست تقسیم سود سنجیده شد و نتایج مختلفی به دست آمد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:54:00 ب.ظ ]




 

عابدی (۱۳۸۱) نیز تقسیم بندی کارآفرینی را به صورت کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی ارائه می‌دهد:

 

کارآفرینی اجتماعی: کارآفرینان اجتماعی، نگرشهای خلاقانه ای برای حل مسائل اجتماعی و ایجاد ارزش اجتماعی به کار می‌برند و دارای ویژگی های خاص خود، یعنی عاملان تغییر در بخش اجتماعی، پذیرش مأموریت‌ برای ایجاد و بقای ارزش اجتماعی، شناسایی و ترغیب فرصت های جدید، به کارگیری فرایند مستمر نوآوری و اقدام جدی به وسیله منابع در دسترس که در نهایت به ارزش سازی اجتماعی و بقای مؤسسه‌ اجتماعی منجر می‌گردد، می‌باشند.

 

کارآفرینی اقتصادی: اکثر مطالعات و پژوهش ها در زمینه کارآفرینی به مفهوم اقتصادی آن است. کارآفرینان اقتصادی، جستجوگر فرصت ها و هماهنگ کننده خلاق منابع برای رسیدن به سود هستند. آن ها عامل اصلی ایجاد ثروت، تولید کالا ها و خدمات در یک دوره معین و ایجاد اشتغال برای خود و جامعه به شمار می‌روند.

 

مجدم (۱۳۷۹) در مجله برنامه و بودجه، کارآفرینی را به مولد و غیر مولد تقسیم ‌کرده‌است. کارآفرینی مولد به معنای ارائه دانش جدید یا ترکیب جدید از دانش قدیمی به شیوه ای کاملاً بدیع به منظور بهبود عملکرد اقتصادی و کارآفرینی غیر مولد، ‌به این معنا که گاهی افراد یا واحدها با بهره گرفتن از اطلاعات نامتقارن، ایجاد موانع قانونی برای ورود رقیبان یا تقویت یک موقعیت انحصاری از طریق محدودیت های سیاسی، مالی یا دیگر محدودیت های سازمانی در مقابل ورود رقیبان بالقوه، دست به فعالیت سود جویانه می‌زنند. (رانت جویی)

 

هم چنین در تقسیم بندی شرکت های خود مختار تحت پوشش، از شرکت های خود مختار تجدید ساختاری و شرکت های خود مختار کارآفرینانه نام برده شده است. در حقیقت شرکت هایی را خود مختار تجدید ساختاری می‌گویند که از تجدید ساختار سازمانی مادر به وجود می‌آیند، هم چنین شرکت هایی را خود مختار کارآفرینانه نامیده اند که کارکنان خلاق و کارآفرین (فردی یا گروهی) در یک سازمان مادر به قصد به کارانداختن و بهره برداری از تجارب استفاده نشده و ایده های جدیدشان تأسیس می‌کنند. لذا بر عکس شرکت های خودمختار تجدید ساختاری فرایند تشکیل آن ها فرایندی از پایین به بالا دارد (مجدم، ۱۳۸۰).

 

۲-۱۰) سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی

 

واژه کارآفرینی در طول زمان همراه با تحول شیوه های تولید و ارزش های اجتماعی دچار دگرگونی و افزایش مفاهیم در برگیرنده شده است. از آنجا که بررسی این تحولات و موارد کاربرد این واژه تا حد زیادی در راستای توسعه نظریه کارآفرینی حرکت ‌کرده‌است، می توان تاریخچه تحولات مفهوم کارآفرینی را به پنج دوره تقسیم نمود.

 

۲-۱۰-۱) دوره اول: (قرن ۱۵و۱۶میلادی،صاحبان پروژه های بزرگ)

 

اولین تعاریف کارآفرینی در این دوره ارائه می شود، در این دوره هم زمان با دوره قدرتمندی ملاکین و حکومت های فئودالی در اروپاست. کارآفرین کسی است که مسئولیت اجرای پروژه های بزرگ را بر عهده می‌گیرد و البته در این راه مخاطره ای نمی پذیرد. زیراعموماً منابع توسط حکومت محلی تأمین می شود و او صرفاً مدیریت می‌کند. نمونه بارز کارآفرین در این دوره معماران ساخت کلیسا، قلعه ها و تأسیسات نظامی هستند (شاه حسینی و کاوسی، ۱۳۸۸).

 

۲-۱۰-۲)دوره دوم : (قرن ۱۷میلادی، مخاطره پذیری)

 

در این دوره هم زمان با شروع انقلاب صنعتی بعد جدیدی به کارآفرینی اضافه شد؛ مخاطره.

 

کانتیلون یکی از اولین محققین این موضوع، کارآفرینی را این گونه تعریف می‌کند: کارآفرین کسی است که منابع را با قیمتی نامشخص و تضمین نشده می فروشد، از این رو مخاطره پذیر است. کارآفرین در این دوره شامل کسانی نظیر بازرگانان،صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی می‌باشد (میرزا محمدی و همکاران، ۱۳۸۷).

 

۲-۱۰-۳)دوره سوم: (قرون ۱۸و ۱۹میلادی و اوایل قرن بیستم متمایز کارآفرینان ازدیگر بازرگانان صحنه اقتصاد)

 

در این دوره ابتدا کارآفرین از تأمین کننده­ سرمایه متمایز می‌گردد. یعنی کسی که مخاطره می‌کند با کسی که سرمایه را تأمین می‌کند، متفاوت است. ادیسون به عنوان یکی از کارآفرینان این دوره پایه گذار فن آوری های جدید شناخته می شود ولی او سرمایه مورد نیاز فعالیت های خود را از طریق اخذ وام از سرمایه گذاران خصوصی تأمین می­کرد. هم چنین در این دوره میان کارآفرینان و مدیر کسب و کار نیز تفاوت گذارده می شود. کسی که سود حاصل از سرمایه را دریافت می‌کند با شخصی که سود حاصل از توانمندی های مدیریتی را دریافت می‌کند، تفاوت دارد (امیری، ۱۳۸۸).

 

۲-۱۰-۴)دوره چهارم: (دهه های میانی قرن بیستم میلادی- نوآوری)

 

“مفهوم نوآوری در این دوره به یک جزء اصلی تعریف کارآفرینی تبدیل می شود. این مفهوم می‌تواند شامل همه چیز، از خلق محصول جدید تا ایجاد یک نظام توزیع نوین یا حتی ایجاد یک ساختار سازمانی جدید برای انجام کارها باشد. اضافه شدن این مفهوم به خاطر افزایش رقابت در بازار محصولات و تلاش در استفاده از نوآوری برای ایجاد مزیت رقابتی درکسب ‌و کارهای موجود و بقای آن­هاست.

 

۲-۱۰-۵)دوره پنجم: دوران معاصر (از ۱۹۸۰ تا کنون) رویکرد چند جانبه

 

در این دوره هم زمان با موج جدید ایجاد کسب ‌و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و شناخته شدن کارآفرینی فقط از دیدگاه محقق اقتصادی مورد بررسی قرار می گرفت، ولی در این دوره توجه جامعه شناسان و روان شناسان نیز ‌به این رشته معطوف گردید. عمده توجه این محقق برشناخت ویژگی های کارآفرینان و علل حرکت فرد به سوی کارآفرینی است” (همتی، ۱۳۸۸: ۴۹).

 

۲-۱۱) نظریه های کارآفرینی

 

نقطه آغاز نظریه پردازی ‌در مورد کارآفرینی به دهه ۱۹۵۰و ۱۹۶۰ میلادی بر می‌گردد که این امر در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ با سکون رو به رو شده و از اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی باز توجهات نظریه پردازان مکاتب مختلف به سوی بحث کارآفرینی معطوف شد و بر این اساس اندیشمندان مختلف علوم اقتصادی، جامعه شناسی، روان شناسی، مردم شناسی و مدیریت ‌به این موضوع پرداختند. از یک دیدگاه نظریه ­های کارآفرینی را ‌می‌توان در سه گروه تقسیم­ بندی کرد: الف) نظریه های اقتصادی ب) نظریه های جامعه شناختی و روان شناختی ج) نظریه های مدیریتی

۲-۱۱-۱) نظریه های اقتصادی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:25:00 ب.ظ ]




 

فروش محصولات از برخی از این کانال‌های فروش، هزینه های بسیاری را بر سازمان تحمیل می‌سازد در حالی که برخی کانال های دیگر، هزینه های چندانی را بر سازمان تحمیل نمی نماید. همچنین استفاده از برخی از این کانال ها میزان فروش را در مقیاس وسیعتری نسبت به برخی دیگر از کانال ها افزایش می‌دهد. سازمان‌ها همواره باید کانال های فروش و توزیع مناسبی را با توجه به شرایط و امکانات سازمان خود بیابند و طی این کانال ها تضاد و تعارض وجود دارد و امکان استفاده از آن ها به طور همزمان امکان پذیر نیست.

 

همچنین استفاده از برخی از کانال ها اگرچه میزان فروش را به حد چشمگیری افزایش خواهد داد اما به دلیل تحمیل هزینه های قابل توجه، ممکن است در صورت آماده نبودن سازمان از لحاظ قدرت نقدینگی، باعث سقوط و ورشکستگی سازمان گردد.

 

اکثر قریب به اتفاق سازمان های تازه تأسيس به شدت با مشکل نقدینگی مواجه هستند و در برابر هزینه ها آسیب پذیرند. این سازمان‌ها، باید با درک کاملا دقیقی از کانال های فروش و میزان سودآوری آن ها داشته باشند. همچنین نسبت به هزینه هایی که استفاده از هر کانال بر سازمان تحمیل می کند. کاملا آگاهی داشته باشند. ‌بنابرین‏ این سازمان‌ها در عین حال که به میزان سودآوری استفاده از هر کانال توجه دارند، می باید هزینه ها را نیز در نظر داشته باشند تا با انتخاب کانال های پر هزینه به مسئله کمبود نقدینگی مواجه نشده و دچار چالش نگردند.

 

برای سازمان های تازه تأسيس استفاده از کانال فروش و توزیعی مناسب تر است که در عین حال که سودآوری مناسبی برای سازمان به همراه دارد، دارای نسبت سود آوری بالایی نیز باشند تا این سازمان‌ها با مشکل نقدینگی مواجه نگردند.

 

پس از آنکه سیستم توزیع مشخص شد، مسئله مهم دیگری پیش می‌آید و آن اینکه شرکت تلاش خود را در کدامیک از عملیات توزیع بیشتر متمرکز کند.

 

این تحقیق می‌خواهد با بررسی مشکلات، محدودیت ها و موانع موجود در شبکه توزیع محصولات شرکت و کشف راه حلهای علمی موجود، اقدامی سازنده در جهت رفع مشکلات صورت داده و الگویی مناسب شبکه توزیع محصولات لبنی را طراحی کند.

 

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

 

استفاده مؤثر و بهره گیری از تحقیقات بازاریابی یک ابزار مهم استراتژیک برای شرکتهایی به شمار می رود که در تلاش برای دستیابی به جایگاهی شایسته و تعیین کننده در دنیای تجارت امروز هستند.

 

دانش بازاریابی در دهه پایانی قرن بیستم، تحول عظیمی در تولید، بازرگانی و فنون مدیریت به وجود آمده است به طوری که بازاریابی مفهوم نوینی یافته و و ظایف جدیدی برای مدیر بازاریابی تعریف نموده است.

 

در بازاریابی نوین، نیازهای مصرف کنندگان شناسایی می شود، شرایط محیطی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی و غیره بررسی می‌گردد، آنگاه نتایج بررسی های به عمل آمده مشخص می کند که تولید کننده چه باید تولید کند، چگونه و از چه راه هایی آن ها را به مصرف تولیداتش وفادار نگاه دارد، تا هم نیازها و خواسته های مشتریانش را به نحو احسن برآورده سازد و هم سود مطلوبی کسب نماید.

تصمیمات ‌در مورد اینکه محصولات و خدمات را چگونه توزیع کنیم، یکی از مهمترین مسائلی است که امروزه در بازاریابی نوین به آن توجه خاصی شده است.

 

تصمیم درباره توزیع کالا بر سایر تصمیمات بازاریابی تاثیر مستقیم می‌گذارد، مثلا خط مشی قیمت گذاری یک شرکت ‌به این امر بستگی دارد که آیا شرکت برای فروش کالای خود از عمده فروشان انبوه استفاده می‌کند یا از فروشگاه های اختصاصی سطح بالا، تصمیمات مربوط به آگهی های تبلیغاتی و پرسنل فروش شرکت ‌به این امر بستگی دارد که واسطه های فروش تا چه اندازه به تشویق، آموزش و ایجاد انگیزه نیاز دارند. دستیابی شرکت به کالاهای جدید یا تولید این کالاها نیز بستگی دارد به متناسب بودن یا تطبیق این کالاها با توانایی‌های اعضای کانال.

 

تولید کنندگان غالبا چند کانال توزیع در دست دارند و می‌توانند یک یا چند کانال را انتخاب کرده و برای توزیع محصولات خویش مورد استفاده قرار دهند. هنگامی که کانال توزیع انتخاب شده مورد استفاده قرار گرفت، اعمال هر گونه تغییری در آن با هزینه های گزافی همراه خواهد بود، به همین دلیل ارزیابی صحیح تاثیر کانال‌ها، انتخاب صحیح کانال توزیع و تعیین روش های مربوط به بهتر کردن عملیات کانال توزیع موجود از اهمیت خاصی برخوردار است و در مدیریت بازاریابی صحیح حیاتی است. به عبارت دیگر، سازمان توزیع مؤثر یکی از عوامل عمده موفقیت شرکت‌ها است .

 

‌بنابرین‏ محقق بر آن است تا در این تحقیق، کانال توزیع مناسبی را برای محصولات شرکت هایی نظیر کاله، دامداران ، پاک ، پگاه طراحی و ارائه نماید.

 

۱-۴- اهداف پژوهش

 

    1. سنجش و اندازه گیری تفاوت بین قیمت محصول پنیر در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند.

 

    1. سنجش و اندازه گیری تفاوت بین قیمت محصول دوغ در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند.

 

    1. سنجش و اندازه گیری تفاوت بین قیمت محصول شیر در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند.

 

    1. سنجش و اندازه گیری تفاوت بین قیمت محصول ماست در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند.

 

  1. استفاده از نتایج حاصل از تحقیق در شناسایی و معرفی شبکه توزیع مناسب

۱-۵- سوالات اصلی تحقیق

 

    1. آیا بین قیمت محصول پنیر در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند ، تفاوت معنی داری وجود دارد ؟

 

    1. آیا بین قیمت محصول دوغ در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند ، تفاوت معنی داری وجود دارد ؟

 

    1. آیا بین قیمت محصول شیر در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند ، تفاوت معنی داری وجود دارد ؟

 

  1. آیا بین قیمت محصول ماست در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند ، تفاوت معنی داری وجود دارد ؟

۱-۶- فرضیه های تحقیق

 

۱٫ بین قیمت محصول پنیر در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند، تفاوت معنی داری وجود دارد.

 

۲٫ بین قیمت محصول دوغ در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند، تفاوت معنی داری وجود دارد.

 

۳٫ بین قیمت محصول شیر در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند، تفاوت معنی داری وجود دارد.

 

۴٫ بین قیمت محصول ماست در شرکت هایی که از کانال های توزیع مختلف استفاده می‌کنند، تفاوت معنی داری وجود دارد .

 

۱-۷- متغیرهای تحقیق و تعاریف آن ها

 

متغیر مستقل: به گونه ای مثبت یا منفی بر متغیر وابسته تاثیر می‌گذارد و به بیان دیگر، دلیل تغییر در متغیر وابسته را باید در متغیر مستقل جستجو کرد (صائبی و شیرازی، ۱۳۸۰، ۸۲۵ ). متغیر مستقل در این تحقیق کانال توزیع می‌باشد. شامل کانال توزیع مستقل، نیمه مستقل و وابسته است.

 

متغیر وابسته: متغیری است که مشاهده یا اندازه گیری می شود تا تاثیر متغیر مستقل بر آن معلوم شود . (دلاور، ۱۳۷۶،۴۲). در این تحقیق متغیر وابسته قیمت محصولات لبنی است که با توجه به ارزش ریالی آن ها از بانک اطلاعاتی مؤسسات جمع‌ آوری شده است.

 

۱-۸- قلمرو پژوهش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:20:00 ب.ظ ]




 

۲-۴-۵-مبانی نظری کیفیت زندگی

 

کیفیت زندگی مفهوم جدیدی نیست ،بسیاری از دانشمندان در رشته‌های جامعه شناسی ،روان شناسی و اقتصاد قبلا آن را مورد توجه قرار داده‌اند(فایر و مشین۲۰۰۰)تاریخچه موضوع کیفیت زندگی[۱۷۲]به زمان ارسطو بر می‌گردد.او معتقد بود که کیفیت زندگی به معنای زندگی خوب و شادی است که در نتیجه پرهیزگاری حاصل می شود(به نقل از دیو،۲۰۰۵)اصطلاح کیفیت زندگی در عصر ما ،اولین بار توسط پیگو[۱۷۳]در کتابی به نام اقتصاد و رفاه به کار رفت(فایر و میشن ،۲۰۰۰).

 

اکنون به بیان تاریخچه ای از پیدایش این مفهوم در علوم مختلف پرداخته می شود.منشا ظهور مفهوم کیفیت زندگی به سال های بسیار دور در میان فلاسفه و دانشمندان ایرانی ،یونانی و چینی بر می‌گردد و در ادبیات و فلسفه و طب ریشه دارد و این مبحث که زندگی خوب ،چگونه است همیشه در طول اعصار و قرون مورد توجه فلاسفه و اندیشمندان بوده است.

 

تاترویوسکی[۱۷۴](۱۹۷۶)بر عقاید و نظریات مختلفی که ‌در مورد شخصیتی در طول سال‌های مختلف ارائه شده بود بازنگری و بررسی مجددی انجام داد و در نوشته های خود قدمت تارخچه مفهوم سعادتمندی را در طول تاریخ بالغ بر ۲هزار سال ذکر می‌کند.در ابتدا معتقد بودند که خوشحالی یکی از نعمت های خدادادی است و انسان خوشحال ،خوب زندگی می‌کند و خوشبختی به صورت ساده موفقیت و کامیابی تعریف می شد.سپس در قرون وسطی این مفهوم به صورت وضعیتی که انسان آن را ترجیح می‌دهد یا در حالتی که در آن فرد بیشترین فضایل روحی را کسب می‌کند تعریف گردید،بعد از مدتی مفهوم خوشبختی به شکل لذت بردن از زندگی تعرف شد و بعدها در نظریه ها اصالت لذت نیز معنای رفاه مورد توجه قرارگرفت .به عنوان مثال فروید اصل لذت را شرط اساس حرکت انسان دانسته است(به نقل از کلستاد[۱۷۵]،۲۰۰۰).

 

نخستین تحقیقات واقعی در زمینه مفهوم کیفیت زندگی به کمپل[۱۷۶]،کانورس و راجرز[۱۷۷](۱۹۷۶)اندروز و ایتی(۱۹۷۶)بر می‌گردد.

 

هارت(۱۹۹۹)به نقل از ویلکا و دیگران(۲۰۰۳)کیفیت زندگی را به دو نقطه اصلی و غیرکاری تقسیم کردند.کیفیت زندگی کاری به مسائل شغلی و کیفیت زندگی غیرکاری به دامنه ای از مواردی چون ازدواج یا روابط فامیلی ،سلامتی ،زندگی خانوادگی ،همسایگی ،زندگی جنسی ،سکونت ،دوستی ها،تحصیلات ،استانداردهای زندگی و فعالیت های اوقات فراغت مربوط است .همان‌ طور که ملاحظه می شود تعاریف عملیاتی کیفیت زندگی متنوع هستند.تعاریف مختلف در تأکید بر جنبه‌های فردی-اجتماعی و یا نظری عملی با هم تفاوت دارند.

 

فلس و پری(۱۹۹۵)معتقد است که به تعداد مردم ،تعریف برای کیفیت زندگی وجود دارد ،چرا که آن چه در نظر هر فرد مهم است از دیگران متمایز است.

 

سارویماکی[۱۷۸]و استنبوک[۱۷۹]و هالت[۱۸۰](۲۰۰۰)می نویسند:سه حیطه برای کیفیت زندگی وجود دارد که عبارتند از:حس رفاه ،حس معنا و حس باارزش بودن.انتخاب این ۳حیطه به عنوان متغیرهای اصلی کیفیت زندگی بر اساس مباحث فلسفی فرانکل[۱۸۱](۱۹۷۲)و نوردن فلت[۱۸۲]می‌باشد.فرانکل معتقد است که انسان موجودی است در جستجوی معنا و خالق معنا و رفاه به جنبه لذت بردن از زندگی اشاره دارد وحس باارزش بودن به معنای تجربه فرد به عنوان شخصی ارزشمند با توجه به فعالیت‌های فرد ایجاد می شود.عواملی که بر حس رفاه ،حس با معنا بودن و باارزش بودن تاثیر می‌گذارد،شرایط کیفیت زندگی نامیده می شود و به دو دسته شرایط داخلی و شرایط خارجی تقسیم می شوندبه این ترتیب سلامتی ،ظرفیت عملکرد ،مکانیسم های تطابقی و شخصیت جز شرایط داخلی و محیط شامل :شغل شرایط مسکن و شبکه اجتماعی و وضعیت زیستی–جسمی جز شرایط خارجی کیفیت زندگی محسوب می‌شوند،این عوامل بر روی کیفیت زندگی تاثیر می‌گذارند.

 

تعریف کیفیت زندگی را شامل مؤلفه‌ پذیرش خود ،هدف داشتن در زندگی ،رشد شخصی،تسلط بر محیط ،خودمختاری و روابط مثبت با دیگران می‌داند.

 

۱-پذیرش خود:به معنای احترام به نفس ‌بر اساس آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود است.

 

۲-هدف داشتن در زندگی :با بهره گرفتن از هدف در زندگی ،افراد می‌توانند در مقابل سختی ها و رنج ها پایداری و مقاومت کنند.

 

۳-رشد شخصی :به صورت شکوفا ساختن کلیه نیروها و استعدادهای خود ،به دست آوردن توانایی‌های جدید حاصل می شود.

 

۴-تسلط بر محیط:فرد محیط را مطابق خصوصیات و نیازهای فردی خود شکل دهد و بتواند آن را به همان شکل نگه دارد.

 

۵-خودمختاری:‌به این معنا که فرد بتواند ‌بر اساس معیارها و عقاید خویش عمل و زندگی کند .

 

۶-روابط مثبت با دیگران:عبارت است از توانایی برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با دیگران و اشتیاق برای برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با دیگران و نیز عشق ورزیدن به دیگران(فریدونی،۱۳۸۴؛به نقل از مرادی،۱۳۸۹).

 

۲-۴-۶-مؤلفه‌ های کیفیت زندگی

 

یک توافق کلی بین پژوهشگران وجود دارد که ،سازه کیفیت زندگی متشکل از عوامل عینی[۱۸۳](کارکردهای جسمانی،روانی و اجتماعی)و عوامل ذهنی[۱۸۴](بهزیستی درونی)است .عوامل ذهنی بیشتر بر رضایت فرد از زندگی تأکید دارند ،درحالی که عوامل عینی بر نیازهای مادی و مشارکت در فعالیت ها و روابط بین فردی متمرکز هستند(دونالد،۲۰۰۱)شاخص های عینی کیفیت زندگی ،شامل مواردی مانند سطح سواد ،سطح درآمد،شرایط کاری،وضعیت تاهل،امنیت،جایگاه اجتماعی و تولید اقتصادی هستند.شاخص های ذهنی کیفیت زندگی ،‌بر اساس ارزیابی و برداشت فرد از میزان رضایت ،شادی ،امیدواری و نظیراینها،به دست می‌آیند.در واقع ،شاخص های عینی در بهترین حالت ،فرصت ها و امکانات ارتقای کیفیت زندگی را فراهم می‌کنند،ولی به تنهایی نمی توانند آن را تامین کنند.به نظرمی رسد بهترین رویکرد در تعریف کیفیت زندگی یک رویکرد ترکیبی(عوامل عینی و ذهنی)باشد.‌بر اساس این دیدگاه،کیفیت زندگی ‌بر اساس کیفیت ارضاء نیازهای انسان ،دربافت فرهنگی و سیستم ارزشی یک جامعه ،‌بر اساس ارزیابی و برداشت خود فرد تععین می شود(نیوسام و سن،۲۰۰۱؛به نقل از صولتی).سه مؤلفه‌ اصلی این رویکرد ،۱-نیازهای انسان ،۲-فرصت ها[۱۸۵]و امکانات ۳-سیاست های کلان یک جامعه است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:49:00 ب.ظ ]